آخرین خبرها
تولید محتوا
کسب درآمد از تولید محتوا

نوشتن کتاب

نوشتن کتاب دارای اصول ساده ای است که در این مقاله به شما آموزش می دهیم

مزایای نوشتن کتاب

۱-افزایش اعتبار نویسنده

۲-دعوت از نویسنده کتاب برای شرکت در سخنرانی ها

۳-درخواست همکاری برای مجلات و کتاب های آموزشی

۴- مصاحبه با نویسنده کتاب و کمک گرفتن از نظراتش

۵- ابزاری برای کسب درآمد نویسنده

 

مراحل نوشتن کتاب

نوشتن کتاب شامل ۵ مرحله است

۱-نوشتن در word

۲-ویرایش متن

۳-صفحه آرایی

۴-طراحی جلد

۵-یافتن ناشر

۶-ثبت در کتابخانه ملی

۷-تأیید وزارت ارشاد

۸-چاپ کتاب

 

برای نوشتن کتاب از کجا باید شروع کرد ؟

-لازم نیست به ترتیب بنویسید.

-لازم نیست ساختار دقیقی داشته باشید.

-لازم نیست درست و کامل بنویسید.

 

استفاده از نیمکره های مغز در نوشتن

با کمک تقسیم بندی وظایف مغز بسیار راحت تر می توان کتاب نوشت.

نیمکره راست مربوط به عواطف، احساسات، کارهای خلاقانه و تصمیم های فوری است.

نیمکره چپ مربوط به کارهای منطقی، تحلیلی، ریاضیات و کارهای قدم به قدم است.

بنابراین اگر کتابی که قصد نوشتن آن را دارید باید بصورت گام به گام باشد از نیمکره چپ استفاده می شود.

در غیر اینصورت از نیمکره راست استفاده می شود.

اکثر نویسنده های موفق از نیمکره راست برای نوشتن استفاده می کنند.

برای استفاده از نیمکره راست اصلا به دنبال ارتباط مطالب نباشید.

هرچیزی به ذهنتان می رسد بنویسید و اگر مطلب جدیدی به ذهنتان رسید با اینتر زدن به پایین صفحه بروید و مطلب جدید را بنویسید.

بعد از اینکه هرچه به ذهنتان رسید نوشتید، به مطالب بازگردید و آنها را کامل کنید و در مورد آن بیشتر توضیح دهید.

 

روش‌های مختلف نوشتن کتاب

۱-روش خطی:

در این روش مراحل کار بصورت گام به گام عنوان می شود.

در روش خطی همه چیز قابل پیش بینی است.

برای افراد مبتدی کاربرد دارد.

برای افرادی که اطلاعاتی در مورد موضوع ندارد این روش خوب است.

برای آموزش مطالبی که مرحله مرحله است کاربرد دارد.

معمولاً در کتاب های آشپزی از این روش استفاده می شود.

 

۲-روش کلیات و جزییات

این روش بهترین روش نوشتن کتاب است.

در این روش ابتدا یک نمای کلی از موضوع نشان می دهند و سپس به توضیح کامل هر مطلب می پردازند.

به عنوان مثال در فتوشاپ یک پروژه کامل را نشان می دهند و در مراحل بعد روش انجام هر قسمت را توضیح می دهند.

در این روش آموزش سریعتر است.

تکرار مطالب باعث یادگیری بیشتر می شود.

ارتباط مطالب حفظ می شود.

مطالب خسته کننده نمی شود.

 

۳-روش طرح مسئله و راه حل:

این روش وقتی کاربرد دارد که مطلب از نظر افراد بدیهی  است.

در این روش برای بیان اهمیت موضوع ابتدا یک  مسئله  مطرح می شود تا افراد در مورد آن فکر کنند و سپس راه حل بیان می شود.

معمولاً در کتاب های مدیریتی از این روش استفاده می شود.

این روش زمانی استفاده می شود که:

راه حل واضح نیست.

درگیر کردن افراد سخت است.

مطالبی که تابحال بارها در مورد آن صحبت شده است.

 

۴-روش پازل

در این روش چند موضوع را بیان می کنند و در انتها ارتباط بین آنها بیان می شود.

نوشتن کتاب با این روش تولید محتوا را بسیار جذاب می کند.

بسیاری از کتاب های داستان با این روش نوشته می شوند.

 

 

 

انتخاب صحیح نام کتاب

بهتر است نام کتابتان جلب توجه ایجاد کند و کمی هم خاص باشد.

اما اگر در زمینه‌ای اولین هستید می‌توانید از نام اصلی همان کاری که انجام  می‌دهید استفاده نمایید.

 

قانون اول

توصیه می‌شود اگر قصد دارید وارد مبحثی شوید که قبلا وجود داشته است از اسامی‌ای استفاده نمایید که باعث ایجاد تعجب شوند.

مثل قورباغه‌ات را قورت بده برایان تریسی.

چون صدها کتاب در مورد مدیریت زمان وجود داشته است.

برایان تریسی هم به درستی با این عنوان کنجکاوی ایجاد کننده، به نام‌گذاری کتابش پرداخته است.

ناگفته نماند کتاب‌هایی با فروش بیش از ۳۰ میلیون نسخه و بیشتر در دنیا داریم که از اسامی عادی استفاده کرده‌اند چون در زمینه‌های خودشان تقریبا اولین بوده‌اند!

مثل: کتاب(بیندیشید و ثروتمند شوبد) اثر ناپلئون هیل، که حدود ۸۰ سال است که در حال فروش است و پرفروش‌ترین کتاب کسب و کار دنیاست.

در آن زمان کتاب‌های زیادی در این زمینه وجود نداشته و اسم واضح و روشن به آن‌ها کمک شایانی کرده است.

کتاب (هفت عادت مردمان موثر) اثر استفان کاوی هم همین‌طور که تا به امروز بیش از۳۰ میلیون نسخه فروش داشته است!

دقیقا در عنوان مشخص است که قرار است چه چیز را آموزش  دهد.

 

قانون دوم

اگر کتاب شما، گروه سنی یا اجتماعی خاصی را در بر گرفته است، بهتر است در عنوان کتاب مشخص کنید.

به عنوان مثال کتابی که برای بیمه‌ای‌ها نوشته شده است: با عنوان

۷ اشتباه مهلک  یک کارگزار بیمه.

یا کتاب های دیگری که برای افراد خاص نوشته شده است. مانند:

راز موفقیت یک بانکدار.

معمای ثروت یک معلم ساده.

 

قانون سوم

یکی از موارد دیگری که اگر بتوانید آن را در عنوان بیاورید باعث جلب توجه می‌شود استفاده از اعداد است.

کتاب ۷ عادت مردمان موثر،

۱۲ ستون موفقیت اثر جیم ران و

کتاب‌های برایان تریسی که اغلب عدد ۲۱ هستند و ……………

البته اعداد لبه تیغ هستند و باید با دقت از آن‌ها استفاده کنید.

اعداد در عنوان کتاب تا حدودی می‌توانند برای خواننده توقع این را که قرار است با چه چیزی مواجه شوند در پی بیاورد.

 

قانون چهارم

در موارد دیگر اگر شما خودتان یک روش و یا یک نظریه را در زمینه‌ای جدید ارائه داده‌اید بسیار بهتر است آن را در  عنوان کتاب خود بیاورید.

کتاب پرفروش ست گادین با نام گاو بنفش، دارای دو قابلیت است.

هم جلب توجه و هم این که اصطلاحی مخصوص خود نویسنده است و از ابتدا تا انتهای کتاب به کار می‌رود.

ست گادین کتاب دیگری دارد که شیب نام دارد و در این کتاب مسیر موفقیت را به گذشتن از یک شیب با زاویه بالا تشبیه نموده است.

 

این گونه اصطلاحات بسیار ارزشمند و کاربردی است.

 

۶ کلاه تفکر  نیز کتابی ارزشمند از دکتر ادوارد دوبونو  است که به ۶ نوع تفکر موجود در مغز ما انسان‌ها می‌پردازد.

نمونه‌ای ترکیبی دیگر برای استفاده از عدد و اصطلاحات شخصی نویسنده است.

 

قانون پنجم

نکته دیگری که در نام‌گذاری وجود دارد استفاده از واژه‌های تصویری است.

اگر بتوانید از این گزینه‌ها استفاده نمایید می‌توانند در پرفروش شدن کتاب شما نقش ایفا کنند.

 

مثل:

شنا با کوسه‌ها

قورباغه را قورت بده

سوپ جوجه برای روح

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟

دیدن ماشین‌های قرمز و…………

 

هر چه مولفه‌های تصویری در نام  کتاب شما و اصولا هر نام دیگر وجود داشته باشند باعث می‌شوند که این نام‌ها بهتر در خاطر مشتریان بمانند.

 

 

 

 

 

پاسخی بگذارید